درست است، کمی داستان را اغراق‌آمیز کردم! این سنگ – که آن را شهاب‌سنگ می‌نامیم – واقعاً از مریخ به زمین آمده است اما اینکه بتوانیم بر سطح سیاه و متخلخل آن برچسب «حامل حیات» بزنیم یا نه، هنوز معلوم نیست. هرچند دیگر شهاب‌سنگ‌های مریخیْ سرنخ‌هایی درباره‌ی احتمالی حقیقتاً وسوسه‌انگیز به ما داده‌اند: آن احتمال این است که باکتری‌های اولیه نخست بر همسایه‌ی سرخ‌رنگ ما شکل گرفته‌اند و سپس در میان فضا سفر کرده و به زمین رسیده‌اند و اینجا به بذرهای تنوع بی‌نظیر زیستی تبدیل شده‌اند. اگر این اندیشه اثبات شود، ما همه مریخی هستیم نه زمینی!

نخستین تصویر رنگی وایکینگ1 در سال 1976

نخستین تصویر رنگی وایکینگ۱ در سال ۱۹۷۶

البته این طرح پیشنهادیِ جدیدی نیست. در قرن نوزدهم، فیزیک‌دان بریتانیایی ویلیام تامسن کلوین، که بسیاری از ما او را پدر مقیاس دمای مطلق می‌شناسیم، نیز اندیشه‌های چندی درباره‌ی تاریخ زمین‌شناختی و تحول حیات روی زمین داشت. یکی از این اندیشه‌ها این بود که شهاب‌سنگ‌های حامل بذرهای حیات از فضای خارجی به زمین آمده‌اند.

کلوین در یکی از سخنرانی‌های خود در انجمن بریتانیایی پیشرفت علوم در سال ۱۸۷۱ گفت: «اگر در لحظه‌ی اکنون هیچ حیاتی بر زمین وجود نمی‌داشت، برخورد چنین سنگی می‌توانست منجر به پدیدآمدن پوشش گیاهی بر سطح زمین بشود».

سْوانته آریِنیوس، شیمی‌دان سوئدی و برنده‌ی جایزه‌ی نوبل، در کتاب خود ساخته‌شدن دنیاها، که در سال ۱۹۰۶ منتشر شد، به مفهوم مشابهی اشاره می‌کند. آریِنیوس در این کتاب مفهومی موسوم به پَن‌اسپرمیا را مطرح کرد تا فرایندی را شرح دهد که هاگ‌ها (یا اسپورها)ی باکتری‌ها طی آن سوار بر موج‌های انرژی الکترومغناطیسی در سرتاسر منظومه‌ی شمسی حرکت می‌کنند (کلمه‌ی پن‌اسپرمیا از «پن» به معنای همه و «اسپرما» به معنای بذر در زبان یونانی تشکیل شده است).

تا مدت‌ها به نظر می‌رسید که این اندیشه دانشمندان متعصب را کمی دیوانه کرده است. سپس، در قرن بیستم شواهد پَن‌اسپرمیا فراوان‌تر و قانع‌کننده‌تر شد. یکی از نقاط عطف این ماجرا در سال ۱۹۷۵ (۱۳۵۴) بود که ناسا دو فضاپیمای وایکینگ را به سوی مریخ فرستاد. وایکینگ ۱ در دشت خریس (واژه‌ای یونانی به معنای طلایی) و وایکینگ ۲ در دشت اتوپیا فرود آمد. هر دو مریخ‌نشین عکس‌هایی از محیط اطراف خود بر مریخ گرفتند و به سنجش ویژگی‌های جو و خاک این سیاره پرداختند. داده‌های وایکینگ‌ها وجود حیات بر مریخ را به‌طور قطع ثابت نکرد اما نشان داد که در جوّ سیاره‌ی سرخ نسبت یگانه‌ای از ایزوتوپ‌های گازهای بی‌اثر وجود دارد.

شهاب‌سنگ‌های مریخیْ سرنخ‌هایی درباره‌ی احتمالی حقیقتاً وسوسه‌انگیز به ما داده‌اند: آن احتمال این است که باکتری‌های اولیه نخست بر همسایه‌ی سرخ‌رنگ ما شکل گرفته‌اند و سپس در میان فضا سفر کرده و به زمین رسیده‌اند و اینجا به بذرهای تنوع بی‌نظیر زیستی تبدیل شده‌اند. اگر این اندیشه اثبات شود، ما همه مریخی هستیم نه زمینی!

در دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی، دانشمندان «امضای» شیمیایی مشابهی را در گروهی از سنگ‌های فضایی موسوم به شهاب‌سنگ‌های SNC (سرواژه‌ی نام سه عضو مشخص گروه شهاب‌سنگ‌های مریخی: شرگوتی، نخلا، و شَسینی) یافتند. گازهای به‌دام‌افتاده درون این شهاب‌سنگ‌ها با گازهایی که وایکینگ‌ها در دهه‌ی ۷۰ در جوّ مریخ کشف کرده بودند یکی بود.

نشانه‌های حیات

به‌مرور زمان اخترشناسان توانستند تعداد بیشتری از این شهاب‌سنگ‌های مریخی را بیابند و البته آن‌ها را به‌دقت بررسی کردند. در سال ۱۹۹۶ (۱۳۷۵)، گروهی از دانشمندان ناسا دنیا را با این خبر شگفت‌زده کردند که فسیل‌های باکتری‌های مریخی را بر شهاب‌سنگی به نام ۸۴۰۰۱ ALH یافته‌اند.

شهاب‌سنگ ۸۴۰۰۱ ALH، که در سال ۱۹۸۴ (۱۳۶۳) در منطقه‌ی تپه‌های آلن در قطب جنوب کشف شده بود، شامل دانه‌های زردرنگ کربنات بود؛ ماده‌ی معدنی معمولی که ممکن است منشأ زیستی داشته باشد. وقتی دانشمندان این کربنات را با میکروسکوپ‌های الکترونی بررسی کردند، ساختارهای میله‌مانندی دیدند که آن‌ها را سلول‌های فسیل‌شده‌ی باکتری نامیدند. آن‌ها همچنین در این سنگ مریخی سولفید آهن و مگنتیت (آهن مغناطیسی) یافتند که دو ترکیبی هستند که نوع خاصی از باکتری آن‌ها را هم‌زمان تولید می‌کند. گروه پژوهشی چنین فرض کردند که این باکتری روی مریخ شکل گرفته و سپس سوار بر شهاب‌سنگ ۸۴۰۰۱ ALH به زمین سفر کرده است.

ALH84001_meteorite_Smithsonian

شهاب‌سنگ ۸۴۰۰۱ ALH

از آن زمان، بررسی‌های بسیاری نشان داده است که ترکیبات شیمیایی شهاب‌سنگ ۸۴۰۰۱ ALH احتمالاً بدون هیچ اثری از هیچ فرایند زیستی شکل گرفته‌اند و بنابراین وجود حیات مریخی را ثابت نمی‌کنند. اما به هرحال هرگز پاسخی قطعی (مثبت یا منفی) به این پرسش داده نشد. درنتیجه علاقه به شهاب‌سنگ‌های مریخی در اوج باقی ماند و دانشمندان و شکارچیان سنگ‌های فضاییْ زمین را به دنبال یافتن نمونه‌های بیشتر سنگ‌های مریخی جست‌وجو می‌کنند.

دانشمندان همچنین برخی از دیگر نمونه‌های شهاب‌سنگیِ گردآوری‌شده روی زمین را بررسی می‌کنند تا ببینند آیا هیچ‌کدام نیاز به بازطبقه‌بندی دارند یا نه. از میان ۵۳ هزار شهاب‌سنگی که رسماً روی زمین فهرست شده‌اند، ۱۰۴ شهاب‌سنگ برچسب مریخی خورده‌اند. از میان این سنگ‌ها فقط سقوط ۵ عددشان را با چشم دیده‌ایم. بقیه‌ی آن‌ها ورودی خاموش به جوّ زمین داشته‌اند و بعد از برخوردشان با سطح، اغلب در قطب جنوب یا آفریقای شمالی (که دیدن سنگ‌های تیره بر زمینه‌ی برفی یا شنی یک‌دست آن‌ها آسان‌تر است) کشف شده‌اند